تبلیغات
خـورشـید قـم - نگاهى به وصایاى امام على (ع) به جوانان

" خـدایـا نگویم دستم بگیر، عمریست گرفته ای مبادا رهـا کنی... "

 
 

نگاهى به وصایاى امام على (ع) به جوانان 

1 - تقوا و پاك دامنى:

مـهـم ترین سفارش امام(علیه السلام) به فرزند دلبندش، تقواى الهى است، آن جـا كـه مى فرمایند: (واعلم یا بنى ان احب ما انت آخذ به الى من وصیتى تقوى الله2; پسرم، بدان محبوب ترین چیزى كه از میان گفته هـایـم در ایـن وصـیـتنـامه به آن تمسك مى جویى، تقواى الهى و پرهیزكارى است.) 
حصار مستحكم 
اهـمـیـت و جـایـگـاه تقوا براى جوانان آن وقت معلوم مى شود كه تـمایلات و احساسات دوره جوانى مد نظر قرار گیرد. براى جوانى كه در مـعـرض طـغـیـان غـرایـز و احساسات تند و شكوفایى خواهش هاى نـفـسـانـى و غـریزه جنسى و تخیلات موهوم به سر مى برد، تقوا به مـنزله قلعه و حصار مستحكمى است كه او را از تاخت و تاز دشمنان مـصـون مـى دارد و مـانند سپرى است كه از اصابت تیرهاى زهراگین شـیاطین باز مى دارد. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (اعلموا عبادالله ان الـتـقـوى دار حـصـن عزیز3; بدانید اى بندگان خد، تقوا دژى مستحكم و غیرقابل نفوذ است.) 

اسـتـاد مطهرى(ره) مى گوید: (نباید تصور كرد كه تقوا از مختصات دیـن دارى اسـت، از قـبیل نماز و روزه، بلكه تقوا لازمهانسانیت اسـت. انـسان اگر بخواهد از طرز زندگى حیوانى و جنگلى خارج شود ناچار است كه تقوا داشته باشد.)4 

جـوان هـمـواره بـیـن دوراهى قرار دارد و به سوى دو نقطه متضاد كـشـیـده مى شود. از یك طرف، نداى وجدان اخلاقى و الهام الهى او را بـه سـوى خـوبـى ها سوق مى دهد و از طرف دیگر غرایز درونى و نـفـس امـاره و وسـاوس شیطانى او را به ارضاى خواهش هاى نفسانى فـرمـان مى دهد. در این جنگ و گریز تنها جوانى مى تواند از این صحنه كشمكش و نزاع بین عقل و شهوت، خیر و فساد و پاكى و آلودگى بـه سـلامت خارج شود كه خود را به سلاح ایمان و تقوا مجهز كرده و از ابتداى جوانى به خودسازى و جهاد با نفس بپردازد
حضرت یوسف(علیه السلام) در سایه همین تقوا بود كه توانست با اراده اى قوى از آزمـون سـخـت الهى سربلند بیرون آید و به اوج عزت نایل شود

قـرآن مجید رمز پیروزى یوسف(علیه السلامدر عرصه مبارزه با نفس را رعایت دو اصـل مـهـم و اسـاسـى (تـقوا) و(خویشتن دارى) مى داند و مى فرمایند: (انه من یتق ویصبر فان الله لایضیع اجر المحسنین5; كسى كـه پـرهیزكارى كند و شكیبایى ورزد، خداوند پاداش نیكوكاران را ضایع نمى كند.) 

تقویت اراده 
بـسیارى از جوانان از ضعف اراده و فقدان قدرت تصمیم گیرى شكایت مـى كـنـند و براى درمان آن چاره جویى مى كنند. آنان مى گویند

بـراى ترك عادات زشت و ناپسند بارها تصمیم گرفته ایم اما كم تر مـوفق شده ایمامام على(علیه السلام) از تقوا به عنوان عامل تقویت اراده و مـالـكـیـت نـفـس كه نقش عمده اى در ترك گناه و عادات ناپسند دارد، یـاد مـى كـنـد و مى فرمایند: آگاه باشید! خطاها و گناهان مـانـند اسب هاى سركش و لجام گسیخته اى هستند كه گناه كاران بر آن ها سوارند و آنان را در قعر دوزخ سرنگون خواهند ساخت و تقوا هـمـانـنـد مركب هاى راهوار و آرامى است كه صاحبانشان بر آن ها سـوارنـد و زمـامشان را به دست دارند و آنان را تا بهشت پیش مى برند.6
 
بـاید در نظر داشت كه این كار شدنى است. افرادى كه در این وادى قـدم بـنـهند، مشمول الطاف خفیه الهى خواهند بود. چنان كه قرآن كـریـم مى فرمایند: (والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا7; آنان كـه 
در راه مـا جـهاد و كوشش مى كنند، راه هاى خود را به آن ها نشان مى دهیم.)

2 - فرصت جوانى:

بـدون تـردید یكى از عوامل مهم موفقیت و كام یابى، بهره بردارى صـحـیـح و اصولى از شرایط و فرصت هاى مناسب است، كه فرصت جوانى از اسـاسـى تـریـن آن هـا بـه شمار مى رودنیروى معنوى و قواى جـسـمـانـى، گوهر گران سنگى است كه خداوند متعال در اختیار نسل جـوان قـرار داده اسـت. بـر ایـن اسـاس پیشوایان دین همواره بر اغـتـنـام فرصت جوانى تاكید كرده اند. امام على(علیه السلام) در این باره مى فرمایند: (بادر الفرصه قبل ان تكون غصه8; پیش از آن كه فرصت از دست رود و مایه اندوهت گردد، آن را غنیمت شمار.) سعدى با الهام از سخنان بزرگان مى گوید
جوانا ره طاعت امروز گیر 
كه فردا جوانى نیاید ز پیر
 
قضا روزگارى زمن در ربود
 
كه هر روزش از پى شب قدر بود
 
من آن روز را قدر نشناختم
 
بدانستم اكنون كه درباختم
 
امـام على(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه (لاتنس نصیبك من الدنیا9; بهره ات را از دنـیـا فـرامـوش مـكـن) مى فرمایند: (لاتنس صحتك و قوتك وفـراغـك وشـبـابك ونشاطك ان تطلب بها الاخره10; سلامتى و قدرت و فـراغ بـال و جوانى و نشاط خود را فراموش مكن، از آن ها در راه آخرت استفاده كن.) 
آن حضرت درباره كسانى كه از نعمت جوانى بهره صحیح و كافى نبرده انـد، مى فرمایند: آن هـا در ایـام سلامت بدن سرمایه اى مهیا نـكردند و در اولین فرصت هاى زندگى درس عبرتى نگرفتند، آیا كسى كه جوان است جز پیرى انتظاردارد.11 
سوال از جوانى
 
جوانى و نشاط و بالندگى، نعمت بزرگى است كه در روز قیامت از آن سـوال مى شود. در روایتى از رسول اكرم(ص) نقل است كه فرمود: در قـیـامـت هـیـچ یك از بندگان، قدم از قدم برنمى دارند تا از وى چـهـار سوال شود; از عمرش كه آن را در چه راه به كار انداخته و چـگـونـه فـانى كرده است، از جوانیش كه آن را در چه راهى پایان داده اسـت، از امـوالش سوال مى شود كه از چه راهى به دست آورده و در چـه راهـى خرج كرده است و از حب و دوستى با اهل بیت از وى سوال مى شود.12
 
رسـول گرامى اسلام(ص) در كنار ایام عمر به طور جداگانه از جوانى نـام بـرده انـد كـه ارزش اختصاصى جوانى را مى رساند. متاسفانه شـرایط فوق العاده و فرصت استثنایى دوران جوانى كوتاه و زودگذر اسـت و بلبل جوانى روزى از شاخسار عمر خواهد پرید. تا هست قدرش را بـدانـیم و آن را یك سرمایه شماریم. امام على(علیه السلام) مى فرمایند

(
شـیئان لایعرف فضلهما الا من فقدهماالشباب والعافیه13; دو چیز است كه قدر و قیمتشان را نمى شناسد مگر كسى كه 
آن دو را از دست داده باشد: یكى جوانى و دیگرى تندرستى.)

3 - خودسازى:

بـهترین زمان براى تربیت و خودسازى، دوره جوانى است، زیرا صفحه دل جـوان با زشتى ها و خصلت هاى ناپسند شكل نگرفته و چراغ فطرت در دلـش خـامـوش نگشته استامام على(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) چـنـین مى فرمایند: (انما قلب الحدث كالارض الخالیه ما القى فیها مـن شـىء قبلته فبادرتك بالادب قبل ان یقسوا قلبك ویشتغل لبك14
قـلـب نوجوان مانند زمین خالى است كه هرچه در آن بیفشانى آن را مـى پـذیرد، پس پیش از آن كه قلبت سخت شود و فكرت به امور دیگر مـشغول گردد، به تعلیم و تربیت تو مبادرت كردم و همت خود را بر تربیت تو گذاشتم.) 

عـادات نـاپـسـند در دوران جوانى ریشه دار نشده است، از این رو مـبارزه با آن سهل و آسان استجوانان باید از این امتیاز بزرگ بـه شایستگى استفاده كنند. امام خمینى(رهبارها بر ضرورت اصلاح در ایـام جـوانـى تاكید مى كردند. ایشان در یكى از سخنرانى هاى خـود فـرمـودند: (جهاد اكبر، جهادى است كه انسان با نفس طاغوتى خـودش انجام مى دهد. شما جوان ها از حالا باید شروع كنید به این جـهاد. نگذارید كه قواى جوانى از دستتان برود. هرچه قواى جوانى از دسـت بـرود، ریـشـه هاى اخلاق فاسد در انسان زیادتر مى شود و جـهـاد مشكل ترجوان زود مى تواند در این جهاد پیروز شود. پیر بـه ایـن زودى نـمى تواندنگذارید اصلاح حال خودتان را از زمان جوانى به زمان پیرى بیفتد.)15 
خاربن و خاركن
 
اسـتاد مطهرى(ره) مى گوید: (مولوى مثلى مى آورد راجع به این كه هـرچـه انـسان بزرگ تر مى شود صفات او قوى تر و ریشه دار تر مى گـردد. مى گوید: مردى خارى را در معبر مردم كاشت و مردم از این بـوتـه خـار دررنج بودند. او قول داد كه سال دیگر آن را بكند و سـال دیـگر نیز كار را به سال بعد موكول كرد و سال هاى بعد نیز بـه هـمین ترتیب عمل كرد. از طرفى درخت، سال به سال ریشه دارتر مـى شـد و از طـرف دیـگـر خود او سال به سال ضعیف تر مى گردیدیـعـنـى مـیـان رشد درخت و قوت او نسبت معكوس برقرار بود. حالات انـسان نیز مانند خاربن و خاركن است. روز به روز صفات در انسان ریـشـه هـاى عمیق ترى پیدا مى كند و اراده انسان را ضعیف تر مى كند. قدرت یك جوان در اصلاح نفس خود از یك پیر بیش تر است.) 

خاربن در قوت و برخاستن 
خاركن در سستى و در كاستن16
 
بـایـد جوانان عزیز این هشدار امام على(علیه السلام) را جدى بگیرند كه مى فرمایند: (غـالب الشهوه قبل قوه ضراوتها فانها ان قویت ملكتك واسـتـفـادتـك ولـم تـقدر على مقاومتها17; پیش از آن كه تمایلات نـفـسانى به تجرى و تندروى عادت كنند با آن ها مقابله كن، زیرا اگـر تـمـایـلات در تـجاوز و خودسرى نیرومند شوند، فرمانرواى تو خـواهـند شد و تو را به هرسو كه بخواهند مى برند و قدرت مقاومت در برابر آن ها را از دست خواهى داد.) مولوى مى گوید
زان كه خوى بد بگشته ست استوار 
مور شهوت شد ز عادت هم چو مار
 
مار شهوت را بكش در ابتدا
 
ورنه اینك گشت مارت اژدها18

4 - بزرگ منشى:

یـكـى دیـگر از وصایاى امام على(علیه السلام) به جوانان، پرورش عزت نفس و بـزرگ مـنشى است، آن جا كه مى فرمایند: (اكرم نفسك عن كل دنیه و ان سـاقـتـك الـى الرغائب فانك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوضا ولاتـكـن عبد غیرك وقد جعلك الله حرا19; بزرگوارتر از آن باش كه به پستى تن دهى هرچند تو را به مقصود رساند، زیرا نمى توانى در بـرابـر آن چه از آبرو و شخصیت در این راه از دست مى دهى بهایى بـه دسـت آورى، و بنده دیگرى مباش كه خداوند تو راآزاد آفریده است.) 
حس عزت طلبى یكى از نیازهاى اساسى انسان است كه خوش بختانه دست آفـرینش بذر آن را در نهاد آدمى افشانده است. بدیهى است كه این بـذر نـیاز به مراقبت و رشد و شكوفایى دارد. عزت نفس موجب بهره ورى فـرد از نـیـروى خرد و به كارگیرى آن در امور زندگى و منشا تـكـوین شخصیت در انسان است. بى دلیل نیست كه نظام سلطه فرعونى در طـول تـاریـخ بـراى اسـتثمار دیگران، در گام نخست روح مكرمت انـسـانـى را نـشانه گرفته و شخصیت آنان را تحقیر مى كند. قرآن مـجید در این باره مى فرمایند: (فاستخف قومه فاطاعوه انهم كانوا قـومـا فـاسقین20; فرعون قومش را تحقیر كرد، پس آن ها هم از او اطاعت كردند، چون آن ها قومى فاسق بودند.) 
عزت و بزرگوارى نفس در گرو امورى است كه بدان اشاره مى شود
الـفترك گناه: از مواردى كه به عزت نفس آدمى آسیب فراوانى مى رساند، ارتكاب به گناه و ناپاكى است. پرهیز و اجتناب از آلودگى بـه گـناه از عوامل دست یابى به شرافت نفس است. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (من كرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه21; كسى كه براى نـفس خود كرامت قائل است، آن را با گناه پست و خوار نمى سازد.) گناهان بزرگ هم چون زن، دروغ، غیبت، فحش و ناسزا با بزرگ منشى و كرامت نفس تضاد آشكار دارد

ب: روح بـى نـیازى: چشم طمع داشتن به مال دیگران و درخواست كمك كـردن در غـیر موارد اضطرار، شرافت و عزت نفس را مخدوش مى كند

امـام عـلى(علیه السلام) مى فرمایند: (المسئله طوق المذله تسلب العزیز عزه والـحـسیب حسبه22; درخواست از مردم، طوق ذلتى است كه عزت را از عزیزان و شرافت را از شریفان سلب مى كند.) 

ج: نـگـرش صـحـیـح: عزت و كرامت نفس تا حد زیادى بستگى به نگرش انـسـان به خود دارد. كسى كه خود را ناتوان جلوه دهد، مردم نیز او را ذلیل و خوار مى بینند. از این رو امام على(علیه السلام) مى فرمایند
(
الـرجل حیث اختار لنفسه ان صانها ارتفعت وان ابتذلها اتضعت23; ارزش شـخـصیت هر فردى وابسته به روشى است كه اتخاذ مى كند. اگر نـفـس خـود را از پـستى و ذلت بر كنار نگاه داشت، به مقام رفیع انـسانى نایل مى شود و اگر عزت معنوى خویش را ترك گفت، به پستى و ذلت مى گراید.) 

اگر در جهان بایدت برترى 
نباید كه خود پست و دون بشمرى
 
چو خود، خویشتن پست بینى و خوار
 
دگر از كس امید عزت مدار
 
دپـرهـیـز از گفتار و رفتار ذلت آمیز: كسى كه خواهان كرامت و عـزت نـفـس است باید از هر سخن یا عملى كه نشانه ضعف و ناتوانى اسـت، اجـتـنـاب كـنـد. اسلام به منظور تحقق این امر، از تملق و چـاپـلـوسـى، شـكـایـت از روزگار و طرح مشكلات زندگى براى مردم، بـلـندپروازى هاى بى جا و حتى تواضع بى مورد نهى كرده است. هیچ مـسلمانى حق ندارد با چاپلوسى كه منافى با شرافت و آزادگى است، خویشتن را آلوده كند. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (كثره الثنإ ملق یـحـدث الـزهـو ویدنى من العزه24; زیاده روى در ستایش و تحسین، تـملق و چاپلوسى است كه از یك سو در مخاطب نخوت و تكبر پدید مى آورد و از سـوى دیگر عزت نفس را دور مى كند). شكایت از زندگى و طـرح مـشـكـلات بـا مـردم، بـه عزت نفس آسیب جدى مى رساند. امام عـلى(علیه السلام) مى فرمایند: (رضى بالذل من كشف ضره لغیره25; كسى كه مـشـكلات زندگى اش را براى دیگران آشكار كند، در حقیقت به خوارى و ذلت رضایت داده است.)

5 - وجدان اخلاقى:

یـكـى از وصایاى امام على(علیه السلام) به جوانان، میزان قرار دادن وجدان اخـلاقى در معاشرت اجتماعى است. آن حضرت خطاب به فرزندش چنین مى فرمایند: (یـا بنى اجعل نفسك میزانا فیما بینك و بین غیرك26; پـسرم، خود را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران قرار ده.) 
نـادیـده گـرفـتـن ایـن اصل مهم اخلاقى نتیجه اى جز تیرگى روابط دوسـتـانـه نـخـواهد داشت; همان گونه كه التزام بهوجدان اخلاقى تـضـمـین كننده دوستى پایدار و روابط سالم اجتماعى است. اگر در جـامعه، تمام افراد براساس وجدان اخلاقى با یك دیگر معاشرت كنند و بـه حـقـوق و مـنـافـع و حیثیت دیگران احترام بگذارند، روابط اجـتـمـاعـى مـستحكم تر و آرامش و امنیت جامعه تقویت خواهد شد. وجـدان اخـلاقـى، آدمى را چون طبیب به درد و درمان خویش متوجه و سـلامـت روان را اعـلام مى كنددر روایتى آمده است كه مردى خدمت رسـول خـدا(ص) رسید و عرض كرد: همه وظایفخود را به خوبى انجام مـى دهـم ولى یك گناه را نمى توانم ترك كنم و آن رابطه نامشروع اسـت. اصحاب از این سخن برآشفتند. حضرت فرمود: شما كارى نداشته بـاشـیـد، مـن مى دانم چگونه با او بحث كنم. آن گاه فرمود: شما مـادر، خـواهـر و بـه طور كلى ناموس دارید؟ جوان عرض كرد: آرى. رسـول خـدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا مى پسندى دیگران با ناموس و محارم تو چنین روابط نامشروع داشته باشند؟ عرض كرد: خیر. حضرت فرمود: پس چـگـونه حاضر مى شوى دست به چنین كار نادرستى بزنى؟ جوان سر به زیـر افـكـند و عرض كرد: دیگر تعهد مى كنم كه دنبال چنین گناهى نروم.27 
هـر انسان مسلمانى وظیفه دارد در برخورد با مردم از نداى درونى خود پیروى و به مقتضاى وجدان عمل كند. امام سجاد(علیه السلام) مى فرمایند

حـق مـردم آن است كه از آزار آن ها خوددارى كنى و چیزى را براى آنـان دوسـت بدارى كه براى خود دوست مى دارى و نپسندى آن چه را براى خود نمى پسندى.28
 
اسـلام بـا تـوجـه دادن به وجدان اخلاقى مى كوشد تا افراد بشر در بـاطـن خـود مـراقـبـى بگمارند تا آن ها را از تجاوز و آزار به دیـگـران حـتى در حالت خشم و دشمنى باز دارد. بر این اساس قرآن مـجـیـد بـه نـفـس لوامه كه همان وجدان است، قسم یاد كرده و مى فرمایند: (لااقسم بیوم القیامه ولااقسم بالنفس اللوامه29; سوگند بـه روز رسـتـاخیز و سوگند به جانى كه آدمى را در مورد عصیان و ارتـكـاب گـنـاه سـرزنش و ملامت مى كند). روان شناسان این نیروى سرزنش كننده باطنى را وجدان اخلاقى مى نامند

در اندرون من خسته دل ندانم كیست 
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست

6 - تجربه اندوزى:

استفاده از تجارب دیگران از جمله مواردى است كه در وصایاى امام عـلى(علیه السلامدیـده مـى شـود. آن حضرت مى فرمایند: (اعرض علیه اخبار الـمـاضـیـن و ذكـره بـمـا اصاب من كان قبلك من الاولین و سر فى دیـارهم و آثارهم فانظر فیما فعلوا و عما انتقلوا و این حلوا و نـزلـوا30; اخبار گذشتگان را بر قلبت عرضه كن و آن چه را كه به پـیـشینیان رسیده به یاد آر، در دیار و آثار مخروبه آن ها گردش كـن و درست بنگر آن ها چه كرده اند. ببین از كجا منتقل شده اند و در كجا فرود آمده اند.)
هرچند آحاد جامعه به راهنمایى افراد آزموده و استفاده از تجارب دیـگـران نـیـازمـندند اما جوان به دلایل مختلف نیاز بیش ترى به شـنـاخـت تـاریخ و تجارب به دست آمده از سرگذشت پیشینیان دارد، زیرا
اول، جـوان بـه مـقـتـضاى سن كم خود، داراى ذهنى خام و عارى از تـجـربـه اسـت. او سـرد و گـرم روزگـار را نچشیده و با مشكلات و دشـوارى هـاى كـم ترى در زندگى رو به رو شده است، كه گفته اند

(
آن چـه را كه جوان در آیینه مى بیند پیر در خشت خام بیند). از ایـن رو بـعـضى مواقع فشار مشكلات، آرامش درونى جوان را مختل مى كند و او را به افسردگى یا تندخویى مى كشاند

ثـانـی، تخیلات موهوم كه از ویژگى هاى دوران جوانى است، چه بسا جـوان را از شـنـاخـت حـقـیقت باز دارد. تجربه، پرده هاى وهم و پـنـدار را پـاره مـى كـند و انسان را به واقع رهنمون مى سازد

امـام عـلى(علیه السلام) مى فرمایند: (التجارب علم مستفاد31; تجارب بشر، دانش سودمندى است.) 

ثالث، جوان با وجود برخوردارى از منبع سرشار هوش علمى و فنى و قـابـلـیـت كسب مهارت هاى گوناگون، به دلیل نداشتن تجارب زندگى فـاقد هوش اجتماعى است. از این رو در معرض تصمیم هاى نسنجیده و زیـان بـار و افـتادن در دام دیگران قرار دارد. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (مـن قلت تجربته خدع32; كسى كه تجربه اش كم و ناچیز باشد، فریب مى خورد.) 
در سـایـه تـجـربـه، اشـتـباه به حداقل مى رسد. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: (مـن كثرت تجربته قلت غرته33; كسى كه تجربه اش زیاد باشد، كم تر فریب خورد.) 
آن چه مى تواند مددكار جوان در ایام سخت و عبور از مراحل دشوار زنـدگـى بـاشـد، بهره بردارى از تجارب كسانى است كه خود در طول زنـدگـى ایـن منازل پرخطر را طى كرده و به سلامت از آن ها گذشته اسـت. امـام على(علیه السلاممى فرمایند: با مردان آزموده هم نشین باش كه آن هـا متاع پرارج تجربه هاى خود را به گران ترین بها یعنى فدا كردن عمر خود تهیه كرده اند و تو آن متاع گران قدر را با ارزان ترین قیمت (با صرف چند دقیقه) به دست مى آورى.34 
عبرت از تاریخ
 
یـكـى از مـصادیق بارز تجربه اندوزى، مطالعه سرگذشت پیشینیان و تـار یخ امم سابق است. تاریخ آیینه اى است كهگذشته را نشان مى دهـد و حلقه رابط بین حال و گذشته و چراغ راه آینده استاستاد مـطـهـرى(ره) مى گوید: (انسان همان طور كه از مردم هم زمان خود ادب و راه و رسـم زنـدگـى مـى آمـوزد و احیانا لقمان وار از بى ادبـان ادب مـى آموزد كه مانند آن ها نباشد، به حكم همین قانون از سرگذشت مردم گذشته نیز بهره مى گیرد. تاریخ مانند فیلم زنده اى است كه گذشته را تبدیل به حال مى نماید.)35
 
مـشـابـهت سرنوشت ملت ه، همگان به ویژه نسل جوان را به مطالعه تـاریـخ فـرا مـى خـوانـد. امام على(علیه السلام) مى فرمایند: براى شما در تـاریـخ قـرون گـذشـته درس هاى عبرت فراوانى وجود دارد. كجایند عـمـالـقـه؟ كـجـایـنـد فـرزنـدان آن هـا؟ كـجـایند فرعون ها و فرزندانشان؟36

7 - آداب معاشرت و دوستى:

شكى نیست كه بقا و دوام دوستى منوط به رعایت حدود دوستى و آداب مـعـاشـرت اسـت. دوسـت گرفتن آسان است اما نگه دارى آن مشكل تر اسـت. امـام عـلى(علیه السلام) در قسمتى دیگر از نامه مبارك خود به نكات ظـریـفـى كـهموجب پایدارى پیوند دوستى است، اشاره مى كند و مى فرمایند: ناتوان ترین مردم كسى است كه از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوان تر از او فردى است كه دوست را از دست بدهد.38 
بـعـضى جوانان از عدم ثبات و ناپایدارى روابط دوستانه شكایت مى كـنـنـد، كـه دلـیـل عمده آن رعایت نكردن حدود دوستى و افراط و تـفـریـطـ در رفـاقـت است. به طور یقین عمل به دستورات و نصایح سودمند امام على(علیه السلام) مى تواند در حل این مشكل كارساز باشد

محورهاى كلى سخنان امام على(علیه السلام) در این قسمت عبارت است از

الـفاعتدال در دوستى: افراط در دوستى و تجاوز از حریم اعتدال در دوران جوانى كم وبیش دیده مى شود، و دلیل آن انگیزه عاطفى و احـساسات دوران جوانى استاین عده از جوانان در ایام دوستى به رفـیـق خـود بـیـش از حـد ابراز علاقهو محبت مى كنند و در ایام جـدایـى بـیـش از حـد ابراز مخالفت و دشمنى مى كنند تا جایى كه مـمـكـن اسـت بـه كارهاى خطرناكى دست بزنند. توصیه امام على(علیه السلام) مـیـانـه روى در رفـاقـت است. آن حضرت مى فرمایند: با دوست مورد عـلاقـه ات به مدارا اظهار دوستى كن، شاید روزى دشمنت گردد و در اظـهار بى مهرى به كسى كه بر او خشم گرفته اى مدارا كن، چه بسا مـمـكـن است دوستت گردد.38 در این نامه نیز آن حضرت مى فرمایند

اگـر خـواسـتـى رابـطـه ات را با برادرت قطع كنى راهى را برایش بـگذار كه اگر روزى خواست برگردد، راه بازگشت داشته باشد. سعدى در ایـن بـاره مـى گـوید: (هر آن سرى كه دارى با دوست در میانه مـنـه، چه دانى كه وقتى دشمن گردد وهر گزندى كه توانى به دشمن مرسان، باشد كه وقتى دوست شود.)39
 
بمـحـبـت متقابل: دوستى و رفاقت براساس محبت متقابل است. اگر یـكـى از دو طـرف خـواهـان برقرارى رابطه و دیگرى بى میل باشد، نـتـیجه اى جز ذلت و خوارى مشتاق دوستى نخواهد داشت. از این رو امام على(علیه السلام) در نامه مبارك مى فرمایند: (لاترغبن فیمن زهد عنك40; به كسى كه به تو علاقه ندارد، ابراز علاقه مكن.) شاعر مى گوید

چه خوش بى مهربانى هر دو سر بى 
وگرنه مهربانى درد سر بى
 
جحـفظ رابطه دوستى: امام على(علیه السلام) به حفظ رابطه دوستى تاكید مى ورزد و از عـوامـلـى كه موجب تحكیم آن مى شود، یاد مى كند و مى فرماینداگـر رفیقت امساك ورزید، تو بذل و بخشش داشته باش و هـنگام فاصله گرفتن او، تو نزدیك شو و هنگام سخت گیرى او، نرمش داشـتـه باش و هنگام ارتكاب گناه و خط، عذرش را بپذیر. اما از آن جـا كـه بعضى ظرفیت كمى داشته و بزرگوارى و احسان را حمل بر حـقـارت دیگرى و زرنگى خود مى كنند، آن حضرت مى فرمایند: در همه ایـن موارد موقع شناس باش و برحذر باش از این كه آن چه گفته شد در غـیـر محلش قرار دهى یا درباره كسى كه اهلیت ندارد به انجام برسانى
نكته دیگر نصیحت كردن به رفیق و خیرخواهى براى او است. آن حضرت مى فرمایند: خیرخواهى ات را به دوستت خالص كن، خواه خوش آیند دوستت باشد و خواه خوش آیند او نباشد.41

پی‏نوشت‏ها:

1ـ زین العابدین قربانى، اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامى، ص58
2
ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه 31

3
ـ همان، خطبه 156

4
ـ ده گفتار، ص14

5
ـ یوسف (12) آیه 90

6
ـ نهج البلاغه، خطبه 16

7
ـ عنكبوت (29) آیه 69

8
ـ نهج البلاغه، نامه31

9
ـ قصص (28) آیه 77

10
ـ بحارالانوار (چاپ بیروت) ج68، ص177

11
ـ نهج البلاغه، خطبه82

12
ـ بحارالانوار، ج74، ص160

13
ـ غررالحكم و دررالكلم، ج4، ص183

14
ـ نهج البلاغه، نامه 31

15
ـ آیین انقلاب اسلامى، ص203

16
ـ نقل از: استاد مطهرى، تعلیم و تربیت در اسلام، ص79

17
ـ غررالحكم و دررالكلم، همان، ص392

18
ـ مثنوى معنوى، دفتر دوم، ص327

19
ـ نهج البلاغه، همان

20
ـ زخرف (43) آیه 54

21
ـ غررالحكم و دررالكلم، ج5، ص357

22
ـ همان، ج2، ص145

23
ـ همان، ص77

24
ـ همان، ج4، ص595

25
ـ همان، ص93

26
ـ نهج البلاغه، همان

27
ـ زین العابدین قربانى، همان، ص274

28
ـ بحارالانوار، ج71، ص9

29
ـ قیامه (75) آیه 1و2

30
ـ نهج البلاغه، همان

31
ـ غررالحكم و دررالكلم، ج1، ص260

32
ـ همان، ج5، ص185

33
ـ همان، ص214

34
ـ شـرح نـهـج البلاغه ابن ابى الحدید، (قم، منشورات مكتبه آیه الله العظمى مرعشى نجفى، چاپ دوم) ج20، ص335

35
ـ مجموعه آثار، ج2، ص372

36
ـ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه181

37
ـ بحارالانوار، ج74، ص278

38
ـ نهج البلاغه، قصار260

39
ـ گلستان سعدى، باب8

40
ـ نهج البلاغه، نامه 31

41
ـ همان.

منبع: پایگاه حوزه


:: فروشگاه کارت شارژ "شارژسنتر - فخیم"
:: گوشه ای از زندگانی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
:: ویژه دهه کرامت
:: ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) حاج مهدی سلحشور
:: (عاشق اگر شدم اثر چشم های توست)
:: كریمه اهل بیت (سلام الله علیها) شفیعه روز جزاء
:: بغض آذربایجان
:: پیامک شب قدر
:: بانوی ادب و شجاعت
:: احكام روزه | ماه مبارک رمضان
:: راز اصلی روزه‌داری در اسلام چیست؟
:: ویژه نیمه شعبان،ولادت امام زمان(عج)
:: ویژه ولادت حضرت علی اکبر
:: ویژه ماه شعبان
:: ویژه روز تبلیغ و اطلاع‌رسانی دینی
:: نگاهى به وصایاى امام على (ع) به جوانان 
:: اشعار
:: خواص صلوات
:: خلوت ...
:: اَلّلهُمَ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ